اخبار همدلان


گزارش درمان هستی 20 تیر 1391 ساعت : 17:09

آفتاب مهرباني بر قلب «هستي» تابيد!

  به مادرش لبخند می‌زند... بعد از عمل سختی که داشته، تازه کمی جان گرفته است... مادرش از دلنگرانی و بی‌تابی خود برایمان تعریف می‌کند. می‌گوید وقتی به نیت جراحی روانه تهران شدیم، برای انجام عمل مردد بودم... با خود می‌گفتم خدایا آیا می‌شود دوباره با «هستی»‌ام به خرم آباد بازگردم؟!     «هستی» کمتر از یکسال… بیشتر ...
گزارش درمان حمیدرضا 20 تیر 1391 ساعت : 16:52

بادبادکهای شادی دوباره به هوا برخاست

  قلب حمیدرضای چهارساله در بیمارستان امام رضای مشهد جراحی شد و ما بسیار خوشبختیم که می‌توانیم نزد شما یاران مهربان، گواهی بر سلامتی این کودک باشیم. آری؛ شاید این تابستان حمیدرضا بتواند به همراه دیگر بچه‌ها در پشت بام خانه بادبادکهای خود را هوا کند!    حمیدرضا،‌ زاده شهرستان بجنورد از استان خراسان رضوی است. او سومین فرزند… بیشتر ...
گزارش درمان آرمیتا 11 خرداد 1391 ساعت : 12:49

گلي از گلهاي بهاري دوباره شكفت

  گاه نافذش تا اعماق وجودت رسوخ مي كند! چقدر كلام و عبارت در اين چشمهاي زيبا جا گرفته اند... براستي اين نگاه غمگين، قاب شده در صورتكي معصوم، از چه سخن مي گويد؟ چقدر سخت است بپذيريم  كه اين دخترك ملوس و نازنين باري از رنج بيماري را به دوش مي كشد. آري؛ «آرميتا» با يك نارسايي قلبي پا به اين دنيا گذاشته است. آرميتا تنها فرزند خانواده… بیشتر ...
گزارش درمان مبینا 09 خرداد 1391 ساعت : 13:48

قلب پرشور مبينا به فردا لبخند مي زند

  دختر شيرين و دلنشيني است... با آن موهاي دم اسبي، لبخند نمكين و نگاه بازيگوش!...  او خونگرم و پر جنب و جوش است اما بسختي زبان مي گشايد! متاسفانه «مبينا» علاوه بر بيماري قلبي به بيماري صرع نيز مبتلاست... به گفته پدرش وقتي سه ساله بوده در يكي از حملات صرع، زبانش در زير دندان مانده و آسيب مي بيند كه نهايتا با جراحي اورژانسي ترميم… بیشتر ...
گزارش درمان سارا 09 خرداد 1391 ساعت : 08:04

«سارا» مهرباني و«عاطفه» را درقلبش حس كرد!

  فراخوان شماره 19 همياري درمان براي تامين هزينه جراحي قلب «عاطفه»، دختركي 9 ساله از ديار سيستان و بلوچستان منتشر شد. به همت دوستان همدل در مدت زماني كوتاه مبلغ موردنياز تامين شد و امكان جراحي براي اين كودك نازنين فراهم گرديد. بدين ترتيب، با هماهنگي موسسه زنجيره اميد، عاطفه به همراه پدر و مادرش اين راه دور را طي نمود و سريعا در… بیشتر ...
گزارش درمان علیرضا 10 اردیبهشت 1391 ساعت : 11:20

شادي در قلب عليرضا آشيانه كرد

  قرار بود «رضا» كوچولو در اوايل ماه ارديبهشت جراحي شود،‌ اما عدم همكاري پدر او براي اعزام به موقع وي از اسفراين به تهران، جراحي وي را يك تا دو ماه به تعويق انداخت. بدين ترتيب، قرعه به نام  كودك بيمار ديگري افتاد تا با مبلغ گردآوري شده از طريق فراخوان همياري درمان شماره 18، امكان جراحي قلب فوري وي فراهم گردد. هشت سال از سن… بیشتر ...
گزارش درمان حکیمه 14 فروردین 1391 ساعت : 10:09

خانواده «حكيمه» عيدي خود را دريافت كردند

  با اين سن كمش سومين باري است كه رنج و سختي عمل جراحي را به جان خريده... به اميد رهايي از درد! به اميد بازگشت به روزهاي شيرين كودكي... و اكنون، درد و بيماري از قلب كوچك او رخت بربسته و نگاه زيبا و لبخند دلنشينش، گواهي است بر آرامشي كه در وجودش موج مي زند. «حكيمه» 7 سال بيشتر ندارد. سرپرستي او را پدربزرگ و مادربزرگ پيرش برعهده دارند.… بیشتر ...
گزارش درمان مهدی 17 اسفند 1390 ساعت : 15:40

قلب مهدي با زندگي پيوند خورد

نزدیک سال نو یکباره زندگی به طور عجیبی سرعت می‌گیرد... همه در جنب و جوشی غریب... گویی مسابقه‌ای بزرگ برپاست و خط پایانش، لحظه‌ای به نام تحویل سال! اما در این میدان پر همهمه، چه ناله‌ها که در شلوغی‌های موهوم گم می‌شوند و چه درد‌ها که در کنج تنهایی محو می‌شوند و ناپیدا!    در روزهای شلوغ آخرین ماه سال ۹۰، پسر بچه شیرینی… بیشتر ...
گزارش درمان مصطفی 29 بهمن 1390 ساعت : 14:18

مصطفی از دردی مزمن رهایی یافت

خیلی آرام و شمرده با لهجه شیرین سبزواری با ما سخن می‌گفت. با اینکه مدت‌ها با بیماریهای مختلف دست بگریبان بوده و دردهای استخوانی جانکاه، امانش را بریده، ولی براستی صبور و پرتحمل می‌نماید. او که تا کلاس اول دبیرستان درس خوانده، ‌امسال به دلیل فشار بیماری، مدرسه را‌‌ رها کرده و به کار کارگری چسبیده بود؛ اما زمستان امسال… بیشتر ...
گزارش درمان حسین 27 بهمن 1390 ساعت : 21:41

حسین به فردایی روشن چشم دوخته است

  وقتی اولین بار قبل از جراحی در بیمارستان امام رضای مشهد به دیدارش رفتیم، با یک نوجوان تیزهوش و نکته سنج روبرو شدیم. او با وجود تغییر چهره اش به دلیل شیمی درمانی، و علیرغم درد و رنج فراوان حاصل بیماریش، بسیار خوش رو و خوش برخورد بود و با روحیه خوبی که داشت براحتی توانستیم با او ارتباط برقرار کنیم. وقتی از فعالیتهای بنیاد و کودکانی… بیشتر ...
گزارش درمان نیلوفر 20 بهمن 1390 ساعت : 14:44

نيلوفر رويش انگشتانش را حس مي كند

  ين گل «نيلوفر» زيبا و خوشبو، از زمانی که روييد، تنها ماند!... اين عزيز جان، از آغوش پرمهر پدر و مادر محروم بوده و در شيرخوارگاه شبير تهران نگهداري شده است. نيلوفر 4 ساله، به مرور كه بزرگ مي شد و خود را با بچه هاي همسن و سال خود مقايسه مي كرد، بالاخره فهميد كه دست كوچكش چيزي كم دارد!... او غمگنانه نظاره گر جاي خالي انگشتانش بود. نيلوفر… بیشتر ...
گزارش درمان یلدا 20 بهمن 1390 ساعت : 14:38

راه رفتن براي يلدا آسان مي شود

  یلدا بطور مادرزادی، مشکل دررفتگی لگن داشته و طبق نظر دکتر باید در کودکی جراحی می‌شده؛ اما پدر و مادرش به دلیل مشکلات مالی قادر به پرداخت هزینه‌های جراحی نبوده‌اند و به همین دلیل یلدا تا ۵ سالگی حتی نمی‌توانسته راه برود! به گفته مادرش، که همیشه با چشمان گریان این خاطره را بازگو می‌کند، یک شب یلدا در خواب می‌بیند که… بیشتر ...
گزارش درمان فرشته 08 بهمن 1390 ساعت : 15:43

ضربان قلب فرشته آهنگین شد

  بعد از عمل، وقتی به دیدارش رفتیم و عشقمان را در يك عروسکی پنبه اي تقدیمش کردیم، با چشم جان نظاره گر بودیم که اين فرشته كوچك چگونه عروسکش را به سینه می فشارد... گويي مي خواست ضربان قلبش را به رخ او بکشد! فرشته، دختر بچه ای شيرين، مهربان و خوش اخلاق و حقيقتا بسان يك «فرشته» است. اين دخترك اهل دورترین و محرومترین دیار ایران، روستایی… بیشتر ...
گزارش درمان سارینا 08 بهمن 1390 ساعت : 12:14

سارينا بار دگر به اين دنيا چشم گشود

  آرام و بي حركت بر روي تخت دراز كشيده و در دنياي خودش جاري است. كاش ميدانستيم كه به چه مي انديشد؟!... قادر به سخن گفتن نيست... اما هنگاميكه به تو چشم مي دوزد، نگاهش قلب تو را چنگ مي زند. نگاهي كه پر از «حرف» است... حرفهايي خالص و بي پيرايه براي من و تو! سارينا بطور مادرزادي با معلوليت ذهني و بيماري قلبي به دنيا آمده است. او  اهل شهرستان… بیشتر ...
گزارش تحصیل - تعداد 30 كودك مشتاق به مدرسه راه يافتند 26 دی 1390 ساعت : 14:36

تعداد 30 كودك مشتاق به مدرسه راه يافتند

برخي از ما شايد هر صبح كودكانمان را به سختي از خواب بيدار مي كنيم و آنان را با تشويق و ناز و نوازش راهي مدرسه مي كنيم... اما آيا مي دانيد در همين نزديكي، در شهر ما، چه بسيارند بچه هايي كه درس و مشق و كيف و كتاب برايشان تنها يك رويا است؟! بچه هايي كه وقتي از «مدرسه» با آنها حرف مي زني، پاسخت يك «آه» است و يك نگاه پرحسرت... آري! بسياري… بیشتر ...
گزارش درمان رضا 10 دی 1390 ساعت : 11:56

رضا با قلبي پراميد به زندگي بازگشت

  ضا، نوجوان ۱۵ ساله کرمانی، از بدو تولد با مشکل حاد قلبی دست و پنجه نرم کرده است. او و خواهر دو قلویش در خانه‌ای استیجاری در رفسنجان زندگی می‌کنند. خوشبختانه خواهرش بیماری خاصی ندارد و سالم است اما رضا، از‌‌ همان کودکی با حفره‌ای در قلب به دنیا آمده که گا‌ها انجام فعالیت‌های روزمره را برای وی ناممکن ساخته است.   … بیشتر ...
گزارش درمان شادی 08 دی 1390 ساعت : 07:17

غم از دل «شادي» رخت بر بست

شادی ۱۶ سال پیش در روستایی از توابع بجنورد قدم به عرصه زندگی گذاشت. چرخ روزگار در شش ماهگی وی حادثه‌ای شوم را برایش رقم زد که در آن نیمی از بدن کوچکش سوخت و بدینگونه غم در دل «شادی» لانه کرد!  پدر و مادر روستایی او که از دولت و مکنت روزگار بی‌بهره بودند، از درمان شادی کوچولو عاجز ماندند. و بالاخره پس از ۱۶ سال دست تقدیر بر سر… بیشتر ...
گزارش درمان سحر 06 دی 1390 ساعت : 09:52

شب يلداي ما «سحر» شد!

  سحر، دخترک ظریف و کوچولوی دو ساله‌ای است که اواخر آبان ماه به بنیاد همدلان کودک معرفی شد. پدر او کفاشی است که در محله یکی از دوستان ما کار می‌کند. چند وقتی بود چهره درهم و مغموم او برای اهالی محل سوال برانگیز شده بود. وقتی دوست ما علت را جویا شد، پدر دل شکسته، از سحرش گفت: «دکتر‌ها می‌گویند حتما باید جراحی شود وگرنه مثل… بیشتر ...
گزارش درمان فاطمه 30 آذر 1390 ساعت : 14:46

چشمان زیبای فاطمه با من و تو حرف مي زند

فاطمه، دختر بچه‌ای هفت ساله از روستایی دور افتاده در شهرستان ملایر است که با انحراف شدید هر دو چشم، قدم به این دنیای بزرگ گذاشته بود. چشمان او هیچگاه یاریش نمی‌کرد تا به راحتی بازی کند و زیبایی‌های روستای زادگاهش را به وضوح ببیند.    هنگامی که این فرشته کوچک به کمیته درمان همدلان کودک معرفی شد، یار صمیمیمان خانم راستگو بلافاصله… بیشتر ...
گزارش درمان جواد 27 آذر 1390 ساعت : 14:04

جواد با نفسي تازه به دنياي كودكي بازگشت

  وقتی دوستان ما برای عیادت و تهیه گزارش به دیدن این پسرک نازنین رفتند، به هرنحو مانع از گرفتن عکس می‌شد؛ پتو را روی سرش می‌کشید... رویش را بر می‌گرداند... گریه می‌کرد... حتما می‌خواست به ما بفهماند که تا چه حد از درد بیماریش خسته و بی‌تاب است... چه می‌توان گفت؟ او فقط ۴ سال دارد!    آری! جواد کوچولوی ۴ ساله ما به دلیل… بیشتر ...